ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

426

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

عماد الدين زنگى بن آقسنقر صاحب موصل در سال 526 در اختلافى كه ميان سلطان مسعود سلجوقى و خليفه المسترشد باللّه افتاده بود به يارى سلطان مسعود رفت و چون شكست خورده به موصل باز مىگرديد گذارش به تكريت افتاد . نجم الدين براى سپاه او علوفه و آذوقه فراهم نمود و براى عبور ايشان بر دجله پل بست و اين كار بر بهروز گران آمد . سپس اسد الدين شيركوه برادر نجم الدين ايوب در تكريت مرتكب قتلى شد و چون برادرش نجم الدين ايوب از پرداخت خونبها سرباز زد بهروز او را از امارت تكريت عزل كرد و شيركوه را از تكريت اخراج كرد و آن دو به عماد الدين زنگى بن آقسنقر در موصل پيوستند . عماد الدين آن دو را گرامى داشت و در حق ايشان نيكى كرد و اقطاع داد . چون عماد الدين زنگى در سال 532 بعلبك را تصرف كرد نجم الدين ايوب را به نيابت خويش به بعلبك فرستاد و او همچنان در آنجا بماند . چون عماد الدين زنگى در سال 541 درگذشت ، فرمانرواى دمشق فخر الدين طغتكين به بعلبك رفت و آن را محاصره نمود . نجم الدين ايوب بدان شرط كه فخر الدين جاى ديگر را به او اقطاع دهد تسليم شد و با او در دمشق اقامت گزيد . اسد الدين شيركوه پس از قتل اتابك زنگى در خدمت نور الدين محمود بن زنگى درآمد به سبب آگاهى و كفايتى كه داشت نور الدين حمص و رحبه را به او اقطاع داد و سپهسالار لشكر خويش گردانيد . نور الدين محمود آهنگ تسخير دمشق نمود و خواست مردم دمشق را به خلاف فخر الدين طغتكين برانگيزد . اين كار به دست شيركوه انجام گرفت . او نامه‌اى به برادرش ايوب كه در دمشق بود ، نوشت و به همدستى او در سال 459 نور الدين دمشق را به تصرف درآورد . در مصر دولت علويان كهنه و فرسوده شده بود و قدرت و شوكت خويش از دست داده بود و وزرا بر خلفا فرمان مىراندند و با وجود وزيران خلفا مالك هيچ چيز نبودند . به سبب اين ضعف و رخوت ، فرنگان را طمع به سواحل و شهرها افزون شده بود . عاقبت بر ايشان غلبه يافتند و شهرهايشان را گرفتند . حتى قاهره كرسى خلافتشان در امان نماند . فرنگان برايشان جزيه نهادند و آنان با آنكه بر سرير فرمانروايى بودند پرداخت جزيه را تحمل مىنمودند . اتابك زنگى و قوم او يعنى سلجوقيان نزديك بود كه دعوت ايشان از روى زمين براندازند و دولتشان را منقرض سازند . مصريان از اين رهگذر سخت در اضطراب بودند تا آنكه آخرين خليفهء ايشان العاضد به خلافت نشست . آنگاه از وزرا نوبت به شاور السعدى رسيد كه الملك الصالح طلائع بن رزيك را در سال 558 به قتل آورد و زمام اختيار خليفه العاضد لدين اللّه را به دست گرفت نه ماه از وزارت شاور گذشته بود كه ضرغام به خلاف او برخاست و او را از قاهره بيرون راند . شاور به